محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
208
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آثار و خدشهء فكرى در ضمير آينه نظير امراى جهانگير صاحب شمشير و اركان دولت صائب تدبير افتاده استشمام رايحهء مكرى و استرواح « 1 » فايحهء تزويرى نمودند و صورت راستى و نجاح و علامت فوز و فلاح از وقوع اين صلح و صلاح بديدهء بصيرت و يقين مشاهده نفرمودند و به غير از حروف مكر و خديعت و رقوم حيله و مكيدت از صفحهء احوال و صحيفهء اقوال ايشان مطالعه نكردند . شعر هر آنكس كه از حيله كارى كند * پس آن كار با هوشيارى كند از آن كار آخر خجالت كشد * وز آن حيله طعن و ملالت كشد نباشد به از راستى پيشهاى * به از راستى نيست انديشهاى كسى كو به دنيا بود راستكار * بعقباست آسوده و رستگار و بعد از نهايت ابرام و مبالغه فرهاد پاشا كه ظاهرا متضمن خير و صلاح و متعهد حصول فوز و نجاح بود ، حكم لازم الامتثال « 2 » از موقف جلال عز اصدار يافت كه امارتمآب احمد بيگ دده شاهزادهء خجسته اثر سلطان حيدر ميرزا ولد شاهزادهء سلطنت پناه سلطان حمزه ميرزا كه آثار فراست و آداب سفارت از ظاهر احوالش باهر بود ، حسب الالتماس فرهاد پاشا مقرر شد كه مصحوب پاشاى مشار اليه « 3 » [ 115 ] به جهت تمهيد بساط صلح و صلاح و تشييد بناى خير و فلاح بدرگاه گيتى پناه خواندگار رود و احمد بيگ مذكور در كمال بهجت و سرور بشرف رخصت و خلعت مشرف گشته به اردوى فرهاد پاشا رسيد و پس از وقوع لوازم اعزاز و احترام باتفاق متوجه قاپو گرديدند و بعد از ارسال احمد بيگ ، موكب جلال از ساحل ارس بقشلاق قراباغ انتقال نمود و احمد بيگ چون دو سه مرحله در مصاحبت فرهاد پاشاطى نمود توهّم قضيهء موحشه كرده بىوقوف او نيمشبى از معسكر او جدا شده طريق مراجعت پيش گرفت ، آن راه را در كمال سرعت پيمود و در همان قشلاق بسعادت
--> ( 1 ) - م : استرواج . ( 2 ) - د : لازم الامثال . ( 3 ) - م : مصحوب مشار اليه